قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2623
تاريخ الفي ( فارسى )
بركيارق اسماعيليّه را آن بود كه در زمان حكومت او شوكت و عظمت آن طايفه بسيار شد و جماعتى كثير از امراى سلجوقيّه به دست فدائيان كشته شدند . و چون اكثر مقتولان اسماعيليه از دولتخواهان سلطان محمّد بن ملكشاه بودند ، مثل شحنهء اصفهان سر مزوارغش و كحمح و پدرزن او ، مردم سلطان بركيارق را متّهم به آن داشتند كه وى اسماعيلى باطنى شده ؛ خصوصا در وقتى كه سلطان محمّد از برادر خود سلطان بركيارق هزيمت يافت در اردوى سلطان بركيارق آن مقدار از طايفهء باطنيّه ظاهر شدند و مردم را به مذهب خود دعوت مىنمودند كه از حدّ احصاى بيرون بود و دليرى ايشان به مرتبهاى رسيد كه [ 312 ب ] هركه دعوت ايشان قبول نمىكردند تهديد به قتل مىنمودند ، لهذا جميع مردم از ترس ايشان زره پوشيده آخر الأمر ، كار به جايى رسيد كه مقرّبان سلطان بركيارق به غرض او رسانيدند كه : ما از خوف باطنيّه هيچ جا بىزره و آلات حرب نمىتوانيم بود ، حتّى در خدمت سلطان نيز بىزره و شمشير بودن ما مشكل است ؛ چه ، مىتواند بود كه يكى از ايشان در ميان ما باشد . و در خلال اين حكايات ، كناية و تصريحا ، به عرض بركيارق رسانيدند كه : عامّهء خلايق نيز سلطان را متّهم به آن مىدارند و مىگويند كه اگر سلطان ميل به مذهب باطنيّه نداشت هرگز ايشان را ياراى آن نبود كه در اردوى سلطان اظهار مذهب الحاد كنند . القصّه ، چندان چيزها در اين باب مذكور ساختند كه سلطان بركيارق ملجأ « 1 » شد به آنكه از براى رفع تهمت جمعى از ايشان را به قتل رساند . بنابراين ، حكم فرمود كه : هرجا در اردوى ما ملحد باطنى يابند به قتل رسانند . مردم كه اين حكم از سلطان بركيارق شنيدند شروع در قتل و غارت آن طايفه نمودند ، بلكه چندين بىگناهان را به مجرّد تهمت آن مذهب هلاك ساختند . از آن جمله ، امير محمّد بن شهريار بن علاء الدّوله ابو جعفر بن كاكويه ، والى مدينهء يزد ، متّهم بود به اينكه او از جملهء ملاحدهء باطنيّه است . و در اين وقت كه اين حكم صادر شد و خلقى بسيار به قتل رسيد ، وى در اردوى سلطان بركيارق بود از ترس آنكه مبادا او را نيز بكشند تنها بر اسب خود سوار شده از اردوى بيرون رفت . اتّفاقا ، در اوّل شب راه گم كرد و چون صباح شد هنوز در حوالى اردوى بود . او را نيز گرفته فى الحال به قتل رسانيدند . و از جمله كسانى كه در آن روز به تهمت الحاد و باطنيّه به قتل رسيد پسر كيقباد حاكم بلدهء تكريت بود و ابراهيم اسدآبادى كه از قبل سلطان بركيارق به رسالت خليفهء بغداد رفته بود كه از آنجا اموال و اسباب مؤيّد الملك بن نظام الملك را تحقيق نموده به خدمت سلطان بركيارق رساند ، در بغداد به اشارهء بعضى از امراى سلطان بركيارق گرفته در بند كردند و بعد از چند
--> ( 1 ) . ملجأ : مجبور ، مضطر . - و .